محل لوگو

ریجنالیسم


این متن شامل 28 صفحه می باشد 

 

ریجنالیسم عنوان مكتبی در معماری است كه در دهه های 1960-1970 شكل گرفت . كلمه ریجنالیسم از واژه انگلیسی Region كه به معنای منطقه است ***و معادل فارسی آن منطقه گرایی است و در واقع معماری است كه به متن و زمینه و شرایط محیطی و فرهنگی توجه می كند و یكی از شاخه های معماری پست مدرن است كه شباهت های زیادی با معماری بومی ( محلی ) دارد و در این مكتب چون فرهنگ و خصوصیات و شرایط اقلیمی با عبور از هر منطقه به منطقه ای دیگر فرق می كند و شكلی تازه می یابد باید معماری هم تغییر كند چون در واقع معماری هم بر آمدی از آنهاست و با جهت گیری نسبت به شعارهای دوران مدرن ادامه یافت .

   

 

 

اهداف :

 

- معماری هر منطقه باید متناسب با آن منطقه باشد كه در آن بوجود آمده است .

- هویت ***با استفاده از اشكال ومصالح و نهادهای محلی .

- استفاده از امكانات محلی ( مانند مصالح بوم ***, تكنیكهای محلی و... ) .

- مبارزه علیه استعمار و استعمار زدایی .

- نقد معماری مدرن به ویژه معماری بین المللی ( به خصوص جهت گیری كه نسبت گذشته و هویت محلی داشتند )

 

پست مدرنیسم) بستر و منشا ریجنالیسم (

 

معماری پست مدرن كه در دهه های 50 و70 قرن بیست میلادی و همزمان با افول معماری مدرن و در جهت گیری مقابل با آن شكل گرفت . با شعارهایی چون توجه به متن , زمینه , ساختار , رشد همه جانبه , تاریخ , بستر فرهنگ و سنن و ... به وجود آمد . این محلات در بخش معماری و شهر سازی بیشتر متوجه خشكی و ساده گرایی افراطی سبك انترناسیونالیسم یا جهان وطنی بود كه به مخالفت با هر گونه مفاهیم و ارزشهای سنتی و قومی است . بر عقل گرایی افراطی )راسیونالیسم ) استوار بود كه به شیوه به این اهداف می رسیدند كه همین دو شیوه هم بعدها در معماری رجینالیسمی مورد توجه قرار گرفت

 

گرایش به فرم و ظاهر Gray post modern

گرایش به محتوا White post modern

 

یكی از عناصر مورد اختلاف مدرن و پست مدرن در نحوه برخورد با سنن است و از جمله مشكلات ناشی از افراط در این سبك می توان به عواملی همچون سنت گرایی تا حد عتیقه پرستی , رجعت به گذشته های ارناستالیستی ( اصالت تزئینات ) , تنوع طلبی مجاهد و حصر ... توجه كرد . بعدها باعث به وجود آمدن معماری بومی و محلی و ریجنالیستس در دامان خود شد و بستر مناسب برای شكل گیری آنها بود كه در بعضی موارد اشتراكات زیادی با هم دارند .

 

سبك بین الملل ) نقطه مقابل ریجنالیسم(

 

 

این سبك در سال 1932 با انتشار كتابی توسط جانسون و هیچكاك آغاز یافت .

امروزه فقط وفقط یك نظام با قواعد ثابت وجود دارد تا تز سبك معاصر یك واقعیت بسازد و در عین حال به اندازه كافی انعطاف پذیر باشد تا قابلیت پذیرفتن تفسیرهای فردی را داشته باشد و تحول عمومی را موجب شود .

 

این سبك سه اصل اساسی دارد :

 

1- معماری به واسطه حجم بیان شود نه توده

2- هر گونه تزئینات دلخواه مردود است

3- قرینه سازی جای خود را به سازماندهی می دهد

 

و معماران این سبك ( بعد از جنگ جهانی دوم ) دریافتند كه نمی توانند آثار خود را با سنتهای گذشته و ویژه گیهای قومی و ملی وفق دهند و باید پاسخگوی نیازها و مصالح جدید باشند و اما آنچه مشاهده شد رد تمام این موارد در دوران پست مدرن و به طبع ان سبك ریجنالیسم كه با اصول آن كاملا در تضاد بود و در این شیوه سبك ( بین المللی ) معماری بدون توجه به محیط و اقلیم و فرهنگ ها به وجود می آمد و با این عمل ارزش انسانی و هویت فردی به شدت نزول می یافت .

هویت و معماری :

 

 

تا چند دهه پیش زندگی و معماری آیینه تمام نمای یكدیگر بودند و مردم امروز از این كه در این دنیای پیش رفته هویت خود را از دست می دهند بیم ناك هستند ودر جستجوی تطبق معماری اخیر ( مدرن ) با معماری منطقه ای هستند و دخیل نمودن سنتها در آن تا هویت از دست رفته خود را بیابند مثلا گاه اینان با قالب نمودن الگوهای معماری اسلامی مانند قوس جناغی به معماری مدرن در جهت هویت بخشی به آن بودند كه دارای تاسف است . ما با ساختمان سازی كار فرهنگی می كنیم ما باید دارای معماری باشیم كه هویتمان را بنمایاند . معماری مخصوص به خود كه شیوه زندگیمان را بنمایاند و اعتقادمان را نشان دهد تا بتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و اگر از فرم های سنتی استفاده می كنیم باید جوابگوی نیازهای حالمان باشد .

 

 

 

 

بارقه های ریجنالیسم در دوران مدرن :

 

 

هر چند در دوران مدرن گذشته و توجه به آن به شدت مورد حمله قرار گرفت و توجه به متن و محیط راد معماری بین الملل كه از جنبه های معمعری مدرن بود با كم توجهی روبه رو شد اما آنچه را كه ما در عمل می بینیم در آثار معماران این مكتب , چندان با گفته شان مطابقت ندارد و بعضی از آنها به آن به طور كامل پایدار نبودند . از جمله این معماران می توان لوتی سحان آلوراآلتو , رایت و میس وندر روهد اشاره داشت . و آنچه به طور مشخص وجود دارد این است كه ما به طور صد در صد نمی توانیم به طراحی در یك مكان و محیط بپردازیم در حالی كه به آن محیط و مكان بی توجه باشیم چون معماری و محیط در یك تقابل دو سویه هستند و توجه یكی به و نه دیگری عملا غیر ممكن است . ما در اینجا به بررسی آثار معماران مدرن و رابطه های آنها با گذشته و نقش محیط اطراف در شكل آنها می پردازیم و نظرات آنها را درباره محیط و گذشته بررسی می كنیم تا بتوانیم رابطه آن را با ریجنالیسم بیابیم .

 

میس وندر روهه :

 

 

میس به عنوان یكی از معماران كه به سنتهای مدرن وفادار مانده بود در اوایل و تا مدتها روحیه محلی در خانه هایی كه می ساخت مشاهده می شد ( مانند خانه موسلر ) كه در این خانه روحیه محلی كاملا در آن وجود دارد مانند , تك پنجره ها , بیرون زدگی دودكش و لنتوهای مثلثی و... در اندك زمان میس از این روحیه محلی فراتر رفت و جالب است كه همین روحیه محلی كه میس در كارهای اولیه خود دارد بعدها و در دهه های 50 و 60 قرن بیستم تحت عنوان معماری منطقه ای یا متنی دوباره زنده شد یعنی معماری با عنوان تبعیت از محیط یا هماهنگ با محیط نام گرفت كه مورد قبول تعداد زیادی از معماران انگلیسی كه علاقه زیادی به حفظ ینتهای گذشته خود داشتند بود .

 

آلوارآلتو :

 

آلتو معمار فنلاندی با كارهایی كه در دوره مدرنیسم ساخت توانست بذری را كه در دوره مدرن كاشته بود در روزگار پست مدرن بارور كند و شاید یكی از دلایل این كه معماران پست مدرنیستی او را قبول دارند به دلیل گرایشات وی تا حدودی به پست مدرنیسم بود او ساختمانهایش را با الهام خانه های چوبی محلی سرزمین فنلاند ساخت و توجه به متن و محیط را فراموش نكرد و در كار هایش اشاراتی را به گذشته و معماری پست مدرن دارد .


مبلغ قابل پرداخت 19,000 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

  انتشار : ۲۹ دی ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 172

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما